الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

77

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

مازنى بهره برده است . اسحاق زجاج و ابو بكر سراج و ابن درستويه و محمد بن كيسان از شاگردان مازنى بوده‌اند . ابو على فسوى ابو سعيد سيرافى و على بن عيسى رمانى ، از شاگردان مبرد بوده‌اند . ابو على فارسى از سيرافى و رمانى استفاده كرده است و ابو الفتح جنى از ابو على فارسى و شيخ عبد القاهر بن عبد الرحمن جرجانى « نحو » را از ابو الفتح جنى فراگرفته است . بطورىكه اظهار شده پس از عبد القاهر اديبى كه مورد توجه باشد به وجود نيامده است . مخدوم معظم من - كه در روزگارش از جلالت قدر و مقام خلت برخوردار گرديده و عصام الملة و الدّين است - از او ، و از محمد بن محمد بحرآبادى بهره برده است ، و او از علاء الدّين استرآبادى ، و او از شرف الدّين عمر تبريزى ، و او از علامهء تفتازانى ، و از علامهء نيشابورى ، و او از ابو بكر شيرازى و او از سعد بن احمد بغدادى ، و او از قوام الدّين نحوى ، و او از ابو سعيد نحوى و او از ابو محمد نحوى شاگرد شيخ عبد القاهر استفاده كرده است . مؤلف گويد : كلام اين شخص مورد تأمل است . شيخ عبد القاهر جرجانى در رسالهء عروض و قوافى گفته است : علوم ادبيه به دوازده صنف ( دسته ) بخش مىشود . 1 - متن اللغة 2 - علم صرف 3 - علم اشتقاق 4 - علم نحو 5 - علم معانى ، و اين علمى است كه به كمك آن مىتوان معناى صحيح را از فاسد بازشناخت 6 - علم بيان ، و اين علمى است كه به كمك آن مىتوان ، نظم صحيح را از فاسد تشخيص داد و مجموع علم معانى و بيان را علم بديع گويند « 1 » . و فراگيرى اين علم از شرافتمندانه‌ترين مطالب دينى و رفيع‌ترين مباحث يقينى است ، زيرا اين علمى است كه ويژهء قرآن كريم بوده است و فصاحت اين كتاب عزيز از روى آن آشكار مىشود . 7 - علم عروض ، 8 - علم قوافى ، 9 - علم انشاء نثرى ، 10 - علم سرايندگى ، 11 - علم خطنويسى ، 12 - علم محاضرات و فن تاريخ هم از اين علوم بشمار مىآيد . ابو القاسم عبد الرحمن بن اسحاق زجّاج نحوى گفته است : حديث كرد ما را ابو جعفر احمد بن محمد بن رستم طبرى مصاحب ابو عثمان مازنى ، از ابو حاتم سجستانى

--> ( 1 ) - علم بديع ، مربوط به صنايع لفظى و معنوى است از توابع علم معانى و بيان است . شايد مرادش علم بديع به‌معناى لغوى بوده است .